روزنه ای به دنیای آلا – ۳۱ ( کرم های ابریشم )

گزارشی که فکر می کردم یک هفته بعد از تحویل گرفتن کرم های ابریشم میتوانم بنویسم یک برنامه یک ماه و نیمه من و آلا بود … از روزی که کرم های یک بند انگشتی مان را به خانه آوریدم تا روزی که پروانه هایمان جفت گیری کردند و مردند.

همین ابتدا بگویم که این گزارش را اصلآ نمونه کاملی از پروژه رجیو به حساب نیاورید. چون من به عقیده خودم هنوز در نقطه صفر ماجرا هستم. اما سعی کردم این مدت دقیق تر آلا را بشنوم و ببینم و در پایان روز دیده ها و شنیده هایم را ثبت کنم برای روز بعد.

عکس ها در اندازه های مختلف هستند. چون با هر چه دم دستم بوده عکس گرفتم :)

ادامه مطلب

روزنه ای به دنیای آلا – ۲۸

یکی از برنامه های مورد علاقه آلا کارتونی است در مورد بدن انسان.

به دنبال همین علاقه بود که من پیشنهاد دادم آدم نمدی خودمان را بسازیم و آلا استقبال کرد.

من هنوز یک خروار پارچه نمدی دارم و هر از گاهی با آنها چیزی می سازیم. :)

.

قبل از اینکه به ادامه مطلب بروید یک چیزی بگویم. احتمالآ از این به بعد خیلی پست های من ته ندارد. من و آلا موضوعی رو شروع می کنیم که گاهی همان روز به پایان نمی رسد، گاهی اصلآ به پایان نمیرسد.

چیزی که الان دغدغه دخترکم بوده فردا دغدغه اش نیست. و من اصراری نمی کنم برای به نتیجه رسیدن وقتی دغدغه ای در موردش ندارد.

گاهی هم پست ها بعد از چند روز تکمیل می شوند. در این صورت حتمآ اطلاع می دهم تا در صورت علاقه متن تکمیلی را در پست مربوطه اش دنبال کنید. :)

 

 

ادامه مطلب

روزنه ای به دنیای آلا – ۲۷

سلاااام

روز جمعه خوبی داشته باشید. یکی از دوستای عزیزم آنچنانی تشری بهم رفت که کامپیوتر و دم و دستگاهم رو آوردم مهمانی دارم عکس آپلود می کنم و متن می نویسم!!
این مدل دوستایی دارم من :))

قبل از اینکه برید ادامه مطلب بگم که کیفیت عکس هام پایینه. مموری دوربین نمی دونم کجاست و مجبور شدم با موبایل عکس بگیرم. آلا هم که ماشالله همش در حال حرکت ۳/۴ عکس ها تاره!

و مورد بعدی اینکه خونه زندگی رو هواااااست :) کی گفته خونه آدم همیشه باید تمیز و مرتب باشه اصلآ؟

 

ادامه مطلب

بدون عنوان!

سلام. امیدوارم روزگارتان به شادی و سلامتی باشد :)

دیشب آمدم پستی بنویسم. تا نصفه هم متنش را نوشته بودم اما انگار توی خانه بمب زده باشند، رفتم به خانه و زندگی رسیدم :))

این هفته همش دویده ام! تقریبآ هیچ روزی خانه نبودم و برای من که اصلآ عادت به این همه خانه نبودن ندارم سخت است!! :) برای همین کارهای امروز را کنسل کردم و مانده ام خانه کنار دردانه ام!!

کلاس های هم نوا، شاگرد های خودم، راه دووور و … البته به لطف بزرگراه دو طبقه صدر من مسیر یک ساعت و نیم را ۲۵ دقیقه ای میروم! خیــــــــلی خوب شده!

ذهنم بیشتر از پاهایم دویده این مدت! من ساعتی هم نوا را راحت نگذاشته ام، آنها هم خووووب از خجالتم در آمدند!

دوره ای که با پدر ( آقای ترقی  جاه بزرگ ) می گذراندم هر هفته یک چراغ روشن بود پیش پایم. دوره مربی گری با پسر ( آقای ترقی جان کوچک! ) یک چالش به تمام معنیست. در عرض سه ساعت کل معانی و مفاهیمی که تا قبل روشن و قابل درک بود را دور میریزد و با کوهی از سوال بی جواب رهایمان می کند. بعد این ذهن بیچاره هی باید بدود بدود به یک جوابی برسد و هفته بعد دوباره تکرار زیر و رو کردن ها!

البته که بی نهایت راضیم و خوشحال از این امکان های جدید که قطعآ لطف خدا شامل حالم شده که من اینجا هستم. شکرت :)

هر هفته صحبتی هم با حامی – یکی از مفاهیمی که فقط در هم نواست و بس! فردی که تلفنی با شما صحبت می کند و حرف های خودت را از خودت می پرسد تا خودت به جواب برسی یا نرسی. اینجا قسمت خودت خیلی پررنگه. نیازه باز هم تکرار کنم؟ خودت – دارم. در مورد مسائل و دغدغه های هفته صحبت می کنیم و قرار می شود که فکر کنم به امکان های جدید آن مساله!

بعد مقاله خواندن ها و یادداشت کردن هایم برای همان تغییری که گفتم.

بعد تفکر خودم که زیر و رو شده و این مدت کمی دست و پا زدم تا دوباره خودم را جمع کنم. فعالیت هایم با آلا از جنس دیگری شده. برای همین خیلی اینجا قابل نوشتن نیست.

در پست قبلی نوشتم رجیو کارم! اشتباه نوشتم. من رجیو دوستم. هنوز مانده تا خوب بفهمم رجیو چه می گوید و چه می کند. اما هر زمان سوادم قد دهد با آلا با همین روش فعالیت می کنیم. برای منی که سه سال تمام جلوتر از آلا بودم و آماده کردم، یه کم سخت است. اما دارم روی خودم کار می کنم. البته به نظر خودم اون سه سال راضی بخش است. یعنی سه سال اول زمان این بود که من هدایت گر باشم. الان دوره هدایت گری آلاست. و من برای اینکه سکان را به دستش بدهم آماده ام. :)

می پرسید شیچیدا؟ شیچیدا از زندگی ما جدا نخواهد شد! ما همچنان فعالیت های مربوط به شیچیدا را انجام می دهیم و آلا خیلی زیاد دوست دارد. اما شیچیدا روش زندگی نیست. مثل مونتسوری و رجیو برای تک تک لحظات شما برنامه ندارد. شیچیدا روی نیمکره راست کار می کند. ۱۰ دقیقه مفیـــــــــد در روز وقت می گیرد و تمام می شود.

نمی گوید بازی هایتان با این سبک باشد بهتر است یا در تربیتتان فلان نکته را به خاطر بسپارید! حداقل من که جایی ندیدم و نخواندم.

مثل دومن. دومن هم فقط برای آموزش است. اما کل زندگی کودک که آموزش نیست!

هفته پیش در سمیناری شرکت کردم به مناسبت هفته گفت و گو. نویسنده کتاب توانمند سازی والدین دکتر یوهانس شوپ از آلمان آمده بود و در ورک شاپی ۳ ساعته از گفت و گو با کودک و رودخانه فردی و سنگ سخن برایمان گفت. با وجود اینکه مترجم صحبت هایشان را از آلمانی ترجمه می کرد اما جلسه روان بود و جمع ۲۵ نفرمان دوستانه :) اگر فرصتی باشد دوست دارم از این ورک شاپ هم بنویسم که برای خودم مفید بود.

خلاصه که درگیری من از این جنس است. ذهنی و کمی جسمی! تا باشد از این درگیری ها :)))

برای همین وقتم برای نوشتن و جواب دادن نظرات و پرسش های شما عزیزانم کم شده. منو ببخشید :) سعی می کنم در اولین فرصت نظرات رو تایید کنم.

احتمالآ یک پست از فعالیت های اخیرمان داشته باشم تا آخر این هفته. ممنون که با من و دخترکم هستید

 

بعد نوشت: هم نوا از یکشنبه پیش رو دوره جدید “پرورش فرزند بالنده” یا همان “پرند را برگزار می کند. به نظر من که یک طوفان حسابی ست در تربیت و نگاه به گذشته و آینده. اگر کسی علاقه دارد به این طوفان های خووووب، می تواند شرکت کند. فکر می کنم ساعت ۹:۳۰ تا ۱۲:۳۰ صبح یکشنبه ها باشد. برای اطلاع بیشتر با شماره هم نوا ۲۲۷۸۵۲۷۳  تماس بگیرید :)

روزی که آلا هم نوایی شد!

عقب نشینی ۲۲ فروردین ۹۲ ما را کسی خاطرش هست؟ که چند هفته مهدگردی داشتیم و به نتیجه نرسیدیم؟!

خب من آن روزها و دغدغه هایم را خوب به یاد دارم. و همچنان قوانین سفت و سخت و غیر لازم مهدها و بچه هایی که کپی همدیگر بیرون میایند را نمی توانم تحمل کنم.

اعتماد کردن به مهد و مربی برای سپردن کودک به آنها از همه سخت تر است. و اطلاع از اینکه کودک زمان های دور از خانه را چگونه می گذراند و اینکه شاد است یا نه از همه مهم تر!

همه اینها مقدمه ایست بر ماجرای مهد رفتن دخترک ۳ ساله من :)

ادامه مطلب

مبانی آموزش در رجیو اِمیلیا

پیش تر در باب آشنایی با متد آموزشی رجیو امیلیا توضیحاتی دادم که می توانید در اینجا بخوانید.

.

نکاتی که مالاگازی در تحقیقات خود به آن رسید و چهاراصلی که زیر بنای نگرشی این روش معرفی شد، باعث شد که مبانی و اصول کار در این سیستم شکل بگیرد.

در ادامه با مبانی این روش آشنا خواهید شد.

پ.ن: ممنون از همه دوستان گل و دعاهای خوبتون. دخترک کمی بهتر شده. آنتی بیوتیک مصرف می کنه. منم شکر خدا بهترم. امیدوارم همگی پاییز رو در سلامتی کامل شروع کرده باشید و به پایان برسونید :)

 

ادامه مطلب

آشنایی با رجیو اِمیلیا

رجیو امیلیا روشی که ماه ها جای مطالعه و کنکاش دارد. نوعی بینش جدید نسبت به روش های تربیتی رایج ما محسوب می شود به اعتقاد من.

می دانم که رویکرد تلفیقی پایه و اساس درستی ندارد. برای همین فعلآ سعی در درک بینش و نگاهش به کودک دارم تا شاید! روزی همه برگه کارهای انباشته در کمد را به باد بسپرم تا ببرد آن دور دورهااااا

شاید هم رویکردی جدید اختراع شود این وسط ها :)))

 

ادامه مطلب